تبلیغات فی سبیل ا... برای مرد خدا


مادر دو جانباز است.یكی شیمیایی شده و دیگری قطع نخاع.وقتی دید دكتر احمدی نژاد دست خالی به میدان آمده و قصد خدمت به مردم را داردعزم خودش را جزم كردتا هر چر در توان دارد بگذارد.
بلافاصله اهل محل را در جریان گذاشت وگروهی تشكیل داد تا كار تبلیغاتی مستقلی را شروع كنند.مغازه ای را پیدا كردند كه مناسب برای برپایی ستاد بود.وسایل منزلش را برانداز كردو هرچه احساس كرد توی ستاد لازم میشود برد آنجا.از فرش و موكت وتلویزیون گرفته تا كلمن آب و لیوان.همه را برد تا چیزی كم نباشد.
اولش هیچ تبلیغاتی توی مغازه نبود .عكس آقای احمدی نژاد را تهیه كرد و تعدادی كپی از روی آن گرفت وچسباند به شیشه ها و دیوارهای ستاد.چیزی نگذشت كه فعالیت مادر شهیدان زنده ،مثل توپ توی منطقه پیچید.این ستاد از محله های اطزاف میدان حر تهران است.
جالب اینكه حاضر نمی شد به هیچكدام از ستاد های انتخاباتی متصل شود.فكر می كرد شاید نیت خالصانه اش از بین برود.پیرزن علاوه بر افرادی كه جذب ستاد شده بودند آشنایان و اقوام را هم با تلفن خبرمی كرد و توی ستاد به كار می گرفت.
چند روز كه گذشت و كار ستاد حسابی گرفت آن جا را سپرد دست بقیه و خودش رفت منزل دخترش كه توی شهرستان بوده و شروع كرد به تبلیغ كردن در آنجا.
بعد روستاهای اطراف و حتی چند روستای مرزی هم رفت.هر جا می رفت موجی ایجاد می كرد و دیگران را سخت تحت تاثیر قرار می داد...
نوشته شده توسط
ما هستیم در جمعه 23 اسفند 1387 و ساعت
04:31 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
هدف خام موساد: ترور اعضای دولت نهم

این جاسوس سیا گفته است : اهداف اصلی موساد در ایران ،جلوگیری از برنامه هسته ای ایران و حذف فیزیکی اعضاء دولت احمدی نژاد است .


روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف فاش کرد:مامورین موساد سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی در قالب شرکت های پوششی همچنان به فعالیت های خود علیه امنیت و ثبات در ایران ،جلوگیری از برنامه های هسته ای و ترور اعضاء ارشد دولت احمدی نژاد فعالیت می کنند.
به گزارش ایران دیپلماسی به نقل از ایرنا ، روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف در شماره روز سه شنبه خود طی گزارشی به نقل از یک جاسوس سابق سیا که خواست تا نامش فاش نشود، نوشت شبکه جاسوسی « اسرائیل» در ایران همچنان به فعالیت های خود در این کشور ادامه می دهند.
این جاسوس سیا گفته است : اهداف اصلی موساد در ایران ،جلوگیری از برنامه هسته ای ایران و حذف فیزیکی اعضاء دولت احمدی نژاد است .
وی اعلام کرد:بعد از روی کار آمدن باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا و به دلیل عدم حمایت وی از گزینه حمله نظامی به ایران، موساد تمرکز خود را بر روی ،حذف فیزیکی اعضاء دولت احمدی نژاد قرار داده و به شدت مامورین این شبکه عظیم جاسوسی در تلاش هستند تا مهره های اصلی دولت ایران را حذف کنند.
نوشته شده توسط
ما هستیم در جمعه 23 اسفند 1387 و ساعت
04:30 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387 و
ساعت04:36 ب.ظ
احمدی نژاد - محبوب جوانان ایران زمین

انتخابات سوم تیرماه 84 که به تعبیر رهبری غلبه متن بر حاشیه بود منجر به پیدایش پدیده نویی به نام «احمدی نژاد» شد. بیشک پدیده احمدی نژاد (احمدی نژادیسم !!) تحول عظیمی را در مدیریت سیاسی و اجرایی جمهوری اسلامی بوجود آورد و البته پس لرزههای این تحول کشورهای دیگر دنیا را نیز بینصیب نگذاشت به حدی که رسانههای داخلی و خارجی از آن به «تسونامی احمدی نژاد» تعبیر کردند. نکتهای را که نباید از نظر دور داشت این است که احمدی نژاد زاییده و محصول یک تفکر و ایدئولوژی است؛ به تعبیر دیگر احمدی نژاد معلول تفکر اصیل انقلاب اسلامی است و اگر بخواهیم مواضع او در عرصه سیاست خارجی و همچنین نگرش او به مباحث عدالت اجتماعی و نظایر آن را مختص به او بدانیم به یقین در اشتباه فاحشی فرو رفتهایم؛ البته نمیتوان هوش و ذکاوت، نحوه مدیریت و ابتکارات او را نادیده انگاشت، چرا که بسیارند کسانی که تفکرات انقلابی-اسلامی دارند اما در نحوه اجرا موفق عمل نمیکنند. به طور خلاصه باید گفت، انتخاب احمدی نژاد از سوی مردم انتخاب یک شخص نبوده است بلکه گزینش یک تفکر و یک روش بوده است، و اگر روزی احمدی نژاد از آرمانها و ایدههای انقلابی خویش عدول کند مردم به یقین او را کنار خواهند زد.

دولتهای سازندگی و اصلاحات با تمام فراز و نشیبها و خدمات بیشماری که انجام دادند به دلیل ضعف و انحراف تفکر اصلاحی گردانندگانشان و بعضا گرفتاری در بازیهای قدرت و ثروت، حزب بازی و مبارزات سیاسی، نتوانستند آنچنان که باید توفیقی حاصل نمایند؛ به همین خاطر شکافهای عمیق اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در کشور بوجود آمد و زمینه نابهنجاریهای بسیاری فراهم شد. اما تفکر اصلاحی احمدی نژاد چون برآمده از تفکر انقلاب اسلامی و دغدغههای مردم بود توانست موفقیتهای بسیاری را در اداره کشور و در زمینه مسائل بین المللی حاصل نماید و جای خود را در میان مردم باز کند. راز موفقیت احمدی نژاد در همین پیروی از خواست و اراده مردم و انقلاب اسلامی نهفته شده است و به تعبیر رهبر انقلاب (بیانات ایشان در 29/3/85) «حاکمیت احمدی نژاد، حاکمیت تفکر مردم و حاکمیت تفکر اصولی اسلام است».
رهبر معظم انقلاب در جایی (6/6/85) فرمودند «اولا، شعارهای دولت و مسئولان و اهداف تعیین شده آنان کاملا با مبانی انقلاب و با مبانی اعلام شده امام عزیز ما منطبق است. ثانیا، این گفتمان در بین مردم به طور محسوسی زنده است و وجود دارد؛ که وجود این گفتمان میان مردم هم، عامل عمده و اصلی گرایش آنها به این دولت و این رییس جمهور محترم بود» مفهوم این گفتار این است که مخالفت با تفکر احمدی نژاد یعنی مخالفت با انقلاب، نظام و مردم! ایشان همچنین در ادامه به خصوصیات و شاخصههای دولت نهم اشاره مینمایند که این خود نشاندهنده ارتباط عمیق تفکر دولت نهم و در رأس آن احمدی نژاد با خواست مردم و آرمانهای انقلاب اسلامی است : «سلامت اعتقادی و اخلاقی مسئولان کشور، فساد ستیزی، عدالت خواهی و عدالت گستری، اعتزاز به اسلام، تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور، ساده زیستی و مردم گرایی، اجتناب از اسراف و ریخت و پاش، خردگرایی و تدبیر و حکمت در تصمیم گیری و عمل، قانون گرایی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی، اهتمام به علم و پیشرفت علمی، سعه صدر و تحمل مخالف، اجتناب از هواهای نفس، تلاش بی وقفه برای این خدمات، نظارت بر عملکرد زیر مجموعه، شایسته سالاری، شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه که حق است».
پدیده احمدی نژاد موافقان و مخالفان بسیاری را بدنبال داشته و دارد و شاید به جرأت بتوان گفت، عملکرد هیچ مسئولی بعد از انقلاب اینچنین حرف و حدیث در پی نداشته و زیر ذرهبین قرار نگرفته است، که این خود نشاندهنده پرتحرک و پرابتکار بودن احمدی نژاد و شکستن مرزهای قدرت و ثروت و وارد کردن مدیریت مردمی در ارکان سیاسی کشور از جانب اوست. احزاب بر خلاف توده مردم نه قبل و نه بعد از انتخابات تقریبا هیچگونه اتفاق نظری بر تفکرات احمدی نژاد و روشهای اجرایی او پیدا نکردند و حتی سعی در منزوی کردن وی داشته و دارند؛ و این بدلیل آن است که وی از ابتدا تمایلی به وارد شدن در احزاب نشان نداد و حتی در مقابل باجخواهی عدهای قد علم کرد؛ وی همواره خود را مدیون و وابسته به مردم میداند و خود را خادم آنان مینامد؛ «براستی که او شیفته خدمت است نه تشنه قدرت»... اساسا اصلاح طلبان مخالف تفکر انقلابی و اسلامی احمدی نژاد هستند (مخالفین ایدئولوژیکی) و بعضی اصولگرایان مخالف روشهای اجرایی او در سیاست داخلی و خارجی (مخالفین سلیقهای)؛ در همین رابطه رهبر معظم انقلاب بارها و بارها بر علمی و کارشناسانه بودن اقدامات دولت تاکید کردهاند و همواره مهر ابطالی بر انتقادات احزاب، مبنی بر غیر علمی، شتابزده و غیر کارشناسانه بودن اقدامات دولت زدهاند «در مجموعه کسانی هم که امروز در دولت و قوه مجریه مشغول فعالیت هستند، انسان مشاهده میکند که ذهنهای باز، فعال و نگاههای عالمانه در بین آنها زیاد است. علاوه بر آنچه که انسان در نشانههای کاری آنها میتواند ببیند، در گزارشهای رسمی و اطلاعاتی و دیدارهایی که ما با بعضی از وزرای محترم داریم، انسان دارد مشاهده میکند و میبیند ذهنیت منطقی، متکی به نگاه علمی و دور از مسامحهکاری در محاسبه وجود دارد. الان، برنامهها اینطور است. دارند فکر میکنند، کار میکنند ، بررسی میکنند و بیوقفه اقدام میکنند و حرکت میکنند»(در دیدار با خبرگان رهبری سال85 )...«دولت دارد با جدیت و تلاش خوب، کار پرحجم و متکی به محاسبه انجام میدهد»(21/8/85)...«گویا اینگونه تصور میشود که عقبه کارشناسی دولت نهم، عقبه ضعیفی است یا اصلا چنین عقبهای وجود ندارد؛ واقعا تصور میکنید که دولت، عقبه کارشناسی ندارد! نمیشود چنین قضاوتی بکنید، اینطور نیست»(25/7/85)
اما در صحنه سیاست خارجی تقریبا همه اتفاق نظر دارند که احمدی نژاد، جمهوری اسلامی را از حالت انفعالی خارج کرده و به حالت فعال و تهاجمی درآورده است؛ مقام معظم رهبری میفرمایند «از لحاظ انعکاس بینالمللی، کشور از یک عزت کمسابقه یا بیسابقهای برخوردار است؛ ابهت نظام اسلامی، عظمت ملت ایران، رسایی و شفافیت اغراض و اهداف جمهوری اسلامی در دنیای اسلام، بیش از همیشه است؛ و حتی در دنیای غیر مسلمان، امروز عزت و ابهت ملت ما بسیار برجسته است و این را همه تصدیق میکنند و از نشانهها و عکسالعملهای خارجیاش هم این را میفهمیم»(6/6/85)
موضعگیری او در برابر فرهنگ و سیاست غربی-استعماری و به چالش کشیدن قضایایی چون هلوکاست و موجودیت اسراییل که خواست مردم و انقلاب اسلامی بوده و هست، دو چهره متفاوت از او در صحنه جهانی تصویر کرده است؛ چهرهای منفور، تندرو و در عین حال قدرتمند نزد ایالات متحده، دولتهای اروپای غربی و بطور کل صهیونیسم بینالملل و استکبار جهانی، به طوری که هفتهنامه آلمانی اشپیگل اینگونه مینویسد «احمدی نژاد، مردی که غرب از او حساب میبرد»؛ و چهرهای محبوب، محجوب و دوستداشتنی در میان دولتها و ملتهای آمریکای لاتین و آفریقا و به طور کل مردم ستمدیده و مستضعف جهان تا جایی که رییس جمهور بولیوی (مورالس) با شعار «من احمدی نژاد بولیوی هستم» منتخب مردم می شود یا اینکه کاندیدای ریاست جمهوری مصر شعار «اصلاحات احمدی نژادی» سر میدهد که اینها همگی نشاندهنده شوک عمیق و تاثیر مطلوب پدیده احمدی نژاد بر فضای سیاست جهانی و فضای فکری مردم دنیا است.
حرفهای ناگفته درباره این پدیده بسیار زیاد است که در این مختصر مجالی برای پرداختن به آنها وجود ندارد. در پایان باز هم بر این نکته تاکید میگردد که احمدی نژاد پیش از اینکه یک شخص باشد یک تفکر و ایدئولوژی است، یک آرمان و هدف بلند است؛ هدفی که مردم ایران عزیز 28 سال پیش برای رسیدن به آن هزینههای سنگینی را پرداخت کردند و هنوز هم حاضر به پرداخت هرگونه هزینهای هستند؛ این هدف مقدس عبارت است از «اعتلای همه جانبه ایران اسلامی در جهان و ایجاد و گسترش پایگاه حق طلبی و عدالتمداری و آمادهسازی ظهور منجی(عج الله تعالی فرجه الشریف) برای گسترش عدالت در همه جهان».
نوشته شده توسط
ما هستیم در جمعه 23 اسفند 1387 و ساعت
04:29 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
بدعادتی ما به یک عادت خوب

یکی از سایتهای متمایل به اصلاحطلبان استان یزد، هفته گذشته لیستی از وعدههای انتخاباتی احمدینژاد در سال 84 را منتشر کرد. مانده بودم این تبلیغ احمدینژاد است یا تقبیح او، چه آنکه از یک سو، طبیعت یک رسانه مخالف دولت با یادآوری وعدههایی را که امروز اغلب آنها دیگر شکل وعده ندارند، میانهای ندارد و از سوی دیگر، نتیجه عملی این رفتار، جز این نخواهد بود که مردمی که تا قبل از آن مجبور بودند، مسئولینشان را بر "نمیشود" و "نمیگذارند" دائمالذکر ببینند، امروز با صحنهای مواجهند که به رغم تمام کارشکنیهای منبعث از عدم وابستگی به احزاب و گروهها، رئیسجمهورشان را هر بار که در یک گفتگوی تلویزیونی یا مطبوعاتی و یا در حال سخنرانی میبینند، بیش از هر چیز از وی امید میگیرند نه یأس و سیاهنمایی.
چندی قبل، طولانیترین نطق انتخاباتی احمدینژاد در سال 84 یعنی سخنرانی در تالار مملو از جمعیت شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران را مرور میکردم. وی در آن سخنرانی هم وعدههایی داده بود که پس از 4 سال که دوباره به آنها مراجعه میکنی، گویا همهی آنها را تابلو کرده و بر صدر اتاقش نصب کرده تا نصبالعین روزانهاش و مصداق "اوفوا بالعقود" باشد.
سفرهای استانی یا همان انقلاب بروکراتیک احمدینژاد یکی از همان وعدههاست که از قضا حتی برخی مدیران ارشد دولتی نیز در مخیلهاشان چنین پایداری و تدوامی نمیگنجید. همان سفر اول دولت به استان خراسان جنوبی بود که یکی از وزرای دولت که از قضا امروز سودای سیاستورزی نیز بر سرش زده است، در آسانسور استانداری و در پاسخ به روند ادامه سفرها گفت، "فکر نکنم قرار باشد ادامه پیدا کند، حداکثر با 2، 3 سفر دیگر این موضوع مختومه میشود."
اما در حال حاضر 23 استان هر یک 2 بار و 7 استان هر کدام یک بار رئیسجمهور و هیئت دولت را به خود دیده است. این یکی از همان وعدهها بود. شهردار وقت تهران و رئیسجمهور امروزایران در برنامههای انتخاباتیاش گفته بود نشستن در اتاقهای دربسته تهران و تصمیمگرفتن برای کشور، ضریب خطا را بالا میبرد، پیشرفت را نامتوازن میکند، اعتبارات بهحق توزیع نمیشود و...
سفرهای استانی به معنی واقعی کلمه یک انقلاب بروکراتیک است و از جنبههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیت ملی و... قابل بررسی است.
همین سفر آخر دولت به ارومیه؛ آذربایجان غربی با بیش از 900 کیلومتر مرز، این استان را با 3 کشور عراق، ترکیه و آذربایجام هممرز کرده است. به همین جهت، تنوع مذهبی، قومی، گویشی و گرایشی در این منطقه به میزان قابل توجهی است. با این حال، زمانی که بالاترین مقام کشور پس از رهبری، عازم این شهر میشود، گواینکه تمامی این تنوعها رنگ میبازد، سرمای شدید هوا هم مانع نمیشود و صحنههای بدیعی از ابراز احساسات مردم به رئیسجمهورشان شکل میگیرد. این یعنی همان تقویت پیوندهای ملی و دفع شکاف دولت- ملت.
شاید این از بدعادتی ما رسانهایها به عادت خوب دولت به سفرهای استانی است که انقلاب بروکراتیک احمدینژاد برایمان عادی شده است. مردم البته در آنچه که خود بدون دشواری میبینند، عینک قرض نمیگیرند. ما هم اگر زرنگ باشیم، این بار با چشم همانها به نظاره مینشنیم.
رسانهایها هر چقدر هم که بدعادت شوند و سفرهای استانی برایشان عادی شود یا اگر هم عادی نشده، به دستور دبیر و سردبیر و مدیرمسئول، مجبور به عادیسازی باشند، برای مردمی که ساختمان نیمهکاره بیمارستانی را 17 سال، صبح به صبح در زنجان دست نخورده میدیدند اما ظرف 2 سال پس از سفر استانی اول دولت، بهرهبرداری از آن را جشن گرفتند، این حدیث مکرر به مثابه قندی است که خاطر از شنیدن و دیدن آن ملول نمیشود، حالا میخواهد اسمش را گداپروری بگذارند یا اقتصاد صدقهای.
با این حال، بدعادتی ما رسانهایها، دخلی به انتظار تثبیت شده مردم از رؤسای جمهور بعدی ایران هم ندارد، چراکه مردم، به این انقلاب بروکراتیک خوب عادت کردهاند و دیگر رئیسجمهوری را که از اتاق شیشهای برایشان دست تکان میدهد، برای ریاست جمهوری به رسمیت نمیشناسند.
نوشته شده توسط
ما هستیم در جمعه 23 اسفند 1387 و ساعت
04:27 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387 و
ساعت04:37 ب.ظ
شاخص های اصولگرایی در کلام رهبر معظم انقلاب

خبرگزاری فارس:رهبر معظم انقلاب اسلامی تعریفی جامع از «اصولگرایی» دارند و بارها در دیدار با مسئولان نظام و دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیات دولت ضمن اشاره به رویكردهای اصولگرایانه در كشور به تبیین شاخص های اصولگرایی پرداخته اند.
اصل اول: ایمان و هویت اسلامى و انقلابى و پایبندى به آن
اصل دوم: عدالت
اصل سوم: حفظ استقلال سیاسى
اصل چهارم: تقویت خودباورى و اعتماد به نفس ملى
اصل پنجم: جهاد علمى
اصل ششم: تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى
اصل هفتم: اصلاح و تصحیح روشها (اصلاحات)
اصل هشتم: شكوفایى اقتصادى 
سخن پایانی :
نویسنده بر این اعتقاد است كه: برای اینكه اصولگرا باشیم نیازی نیست كه جایی، نام خود را ثبت كرده باشیم، نیازی نیست وابسته به حزب یا جناحی خاص باشیم، نیازی نیست شعار دهیم و نتوانیم آن شعارها را عملی سازیم. برای آنكه اصولگرا باشیم كافی است كه به اصولی كه رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اصولگرایی برشمرده اند، ایمان داشته باشیم و به آن اصول عمل كنیم. آری همه ما ایرانیان می توانیم اصولگرا باشیم.
نوشته شده توسط
ما هستیم در جمعه 23 اسفند 1387 و ساعت
04:22 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387 و
ساعت04:37 ب.ظ
آقای خاتمی !! برای مردم هم اندک شعوری قائل شوید !


دروغ بد است. باید به سمت اخلاق رفت. دروغ از مسئولان بسیار بد است». از سخنان آقای خاتمی در جمع مسئولان ستاد انتخاباتی- مجاهدین انقلاب ومشاركتیهای استان فارس( بخوانید نخبگان!!!) در تالار شهید دستغیب.
دروغ بد است ودروغگو بدتر. چند سالیست كه نام ماكیاول وماكیاولیست لرزه بر اندام هر سیاستمداری می اندازد. هر كس سعی دارد با هر گرایش فكری وسیاسی خود را از این عنوان آزاد كند ویا این عنوان نصیب دیگری شود. بی شك روح ماكیاول از افاضات ماكیاول صفتانی كه اقدامات وتئوریهای وی را محكوم می كنند بیزار است. عرصه سیاست عرصه استفاده از ابزار برای رسیدن به هدف است. قدرت و قدرت طلبی هدف نهایی وتامه بسیاری از سیاستمداران داخلی وخارجی است. سیاستمدارانی كه تنها به فكر كسب قدرت هستند و نه حفظ قدرت و برای دوران قدرت نیز برنامه ای ندارند. ماكیاول صفتان تنها و تنها به حفظ كسب قدرت هستند. می توان عنوان كرد كه ماكیاولیستهای وطنی در حال تكمیل نظریات عنوان نشده ماكیاول هستند و همانطور كه هابرماس عنوان كرد : مدرنیته یك پروژه ناتمام است، ماكیاولیسم نیز یك پروژه ناتمام است. در نظر ماكیاولیستهای وطنی، مردم گاهی اوقات توده های بی شعور ونفهم تلقی می شوند وگاهی نیز ماكیاولیستها سینه چاك می كنند كه: میزان رای ملت است. در نظر ماكیاولیستها، گاهی اوقات باید امام خمینی را به گورستان تاریخ سپرد وگاهی اوقات نیز باید فریاد وااماما سرداد. كسانی كه حتی از عكس امام در ستاد تبلیغاتیشان دریغ می كردند اینك هوادار سینه چاك بیت امام( منهای امام) شده اند. ماكیاولیستها گاهی اوقات برای پرداخت جرایم مفاسد اقتصادی كرباسچی تشكیل ستاد جمع آوری پول می دهند و در تریبون نماز جمعه اعلام می دارند: حتی اگر آقای كرباسچی تمام این پولها را در جوی آب ریخته باشد مشكلی نیست. ماكیاولیستها ازطرف دیگر كمكهای مالی دولت به مردم را گداپروری( البته گداهایی كه در دولتهای قبلی ساخته شدند) تلقی می كنند.
ماكیاولیستها از یك طرف معتقدند قدرت مطلقه فساد می آورد و دم از پاسخگویی مسئولان می زنند واز سوی دیگر حامی تمام و كمال حاكمیت 30 ساله آقای جاسبی بر مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی هستند كه به هیچ نهاد وارگانی پاسخگو نیست. ماكیساولیستها دم ازپاسخگویی به مردم، آزادی بیان وجامعه پرسشگر می زنند واز طرف دیگر در جلسات گلچین شده شركت می كنند، به مخالفان خود برچسب می زنند. هنوز برخورد نمایندگان مشاركتی مجلس ششم در «هو» كردن آقای امامی راد نماینده محترم شهرستان كوهدشت را فراموش نكرده ایم.
آقای خاتمی در سخنان خود بر رعایت اخلاق تاكید داشتند و همه را به عدم تخریب دعوت كرد. این هم از آن سخنانی برای كسانی كه در فضای شارلاتانیزم مطبوعاتی هیچگاه فرصت نكردند كارنامه اخلاقی این مدعیان را بخوانند. راستی یادم آمد از فضای احترام به مخالف، آزادی بیان، حقوق شهروندی، قرائت پذیری دین اسلام و...
نمی دانم دوستان تا چه اندازه از فضای تخریبی كه در زمان زعامت جریان دوم خرداد در مواجهه با سخنان آقای مصباح یزدی شد خبر دارند یا نه؟ شخصیتی كه امام خامنه ای بارها در فرمایشات خود از ایشان و آقای جوادی آملی به عنوان ذخایر معنوی و عقیدتی نظام یاد می كنند. شخصیتی كه امام راحل تنها به موسسه تحت نظر ایشان اجازه كمك مالی می دهند و شخصیتی كه نظراتشان (فراغ از صحیح یا غلط بودن) در مخالفت جدی با نظرات تئوریسینهای 2 خرداد از جمله حجاریان- گنجی- كدیور و.. قرار دارد.
آقای مصباح یزدی تاوان اختلاف نظر با مدعیان آزادی بیان وكرامت انسانی را پس داد. در دوران زعامت آقای خاتمی شاهد بودیم كه یكی از روزنامه ها با الفاظی زشت وغیر اخلاقی از اقای مصباح یاد می كند كه از آوردن آن عنوان معذوریم . آقای مصباح یزدی با عناوین اخلاقی محترمانه ای از سوی بزرگان 2 خرداد و حتی متاسفانه مهندس موسوی مورد لطف قرار گرفت: فاشیست- خشونت طلب- افكار قرون وسطایی و... نمی دانم آیا آقای مصباح یزدی حقوق شهروندی نداشت؟ آیا ایشان حق اظهار نظر در جامعه مدنی واخلاقی آقایان را نداشت؟ راستی در فضایی كه عنوان می شد هر قرائتی از دین قابل قبول است، چرا قرائت آقای مصباح یزدی را اینگونه خشونت آمیز و غیر انسانی كنار می نهند؟در فضایی كه عنوان می شد: هی نگویید مرگ بر فلانی و.. چرا شعار می دادند مرگ بر طالبان- مرگ بر فاشیست و.. ولی مرگ بر آمریكا را جرم تلقی می كردند؟ راستی تخریب آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم از سوی مدعیان اخلاق وكرامت انسانی چه توجیهی دارد؟ كاش بارانی بیاید و پرسشهای همچون غبار بر ذهنم را شستشو دهد.
آقای خاتمی در سفر خود به شیراز قرار بود در مورد مفاسد اقتصادی سخنرانی كنند. نكته جالب و بجایی را ایشان اشاره كردند وبنده هم قصد دارم شمه ای از این مفاسد را توضیح دهم: اول از همه خرید آسان و راحت جمع كثیری از نمایندگان مشاركتی و متهد ملت در مجلس شورای اسلامی توسط جوانكی پولدار به نام شهرام جزایری كه نقش به سزایی در محاسبه ارزش سیاسیون در ایران داشت ( البته از نمایندگان بعضا جناح راستی كه خریداری شند نیز نگذریم). دفتر آقایان با پولهای دریافتی از عزیزان به تبلیغ اخلاق اسلامی و خط امام می پرداختند. این روزها آقایان با اخلاق ونخبه دولت نهم را به توزیع فقر وگداپروری متهم می كنند. راستی گویی گدایان اصلی همین سیاسیونی هستند كه با روی كارآمدن دولت نهم دستشان از منابع لایزال دولتی قطع شده و به راستی احساس می كنند كه حقشان توسط مردم محروم و بی شعور!!!! بندعباس، سیستان وبلوچستان، ایلام، لرستان و... به ناحق خورده شده است. پرداخت 50000 هزار دلار از سوی دولت هفتم جهت مداوای حجاریان مصداقی از توزیع عادلانه ثروت در جامعه است!!!!. وارد كردن 2میلیون تن گندم مخصوص دام در سیستم گندم نان كشور مصداق كامل یك امر كارشناسی شده !!! است. جای تاسف است كه اطرافیان آقای خاتمی در استان فارس نقش مهمی در تملك اراضی به صورت غیر قانونی، ساخت وسازهای غیر قانونی، زدو بند واختلاس، پروژه ننگین ومفسده انگیز مدیران قم آباد، پروژه جنجالی برج تجارت جهانی 2 قلو .... نمی دانم آقای انصاری لاری كه نقش به سزایی در انتقال دهها دستگاه اتوبوس از شهرهای اطراف شیراز برای استقبال از خاتمی داشت، به چه حقی استقبال خود جوش مردم از خادم خودشان در یزد ودیگر نقاط كشور را مصنوعی واحساساتی تلقی می كنند؟ نمی دانم چرا امثال ایشان كه باغ مهر جوان استانداری را به منزلگاه خود ومعاونانش تبدیل كرد ه بود به چه حقی دم از اخلاق می زند؟ نمی دانم استقبال برنامه ریزی شده و كم تعداد از آقای خاتمی كجا واستقبال مردمی از خادم ملت كجا؟ نمی دانم آقای خاتمی كه در دوران زعامت ایشان شاهد طولانی ترین مدت زمان تعلیق یك دانشجو (5سال) بودیم، چه حقی در سخن از تحمل مخالف می زنند؟ تحمل مخالفشان را نیز در ضرب و شتم یك جوان سوال كننده از ایشان در سفر تبلیغاتی اول به شیراز در مسجد فاطمه الزهرا توسط محافظانشان را به خوبی شاهد بودیم.
گاهی اوقات: توهین خوب است- تهمت خوب است- دروغ خوب است- سركوب وتهدید مخالف خوب است. اگر خوب نبود كه حامیان آقای خاتمی هیچگاه نمی گفتند: هركس پیام 2 خرداد را درك نكرده است كنار برود. هركس به اندازه رای كسب كرده صحبت كند. آقای محمد رضا خاتمی در مشهد اعلام نمی كرد: هركس با اصلاحات نیست باید نابود شود. اگر خوب نبود هیچگاه شاهد تعویض یكباره بیش از 30000 هزار مدیر و مسئول دولتی به جرم عدم حمایت از آقای خاتمی در زمان صدارتشان نبودیم كه اینك ایشان نا جوانمردانه بر طبل نارضایتی از عدم ورود همفكرانشان( كه روزی لاف بچه گانه خروج از حاكیمیت را زده بودند) در بدنه دولت می زنند.
نمی دانم ملاك برابری همه در برابر قانون چیست؟ نمی دانم آیا ملاك حكومت علوی این بود كه زندانیان خاص باید از كلیه امكانات تفریحی و رفاهی برخوردار باشند و آنگاه زمین وزمان را به هم بریزند كه مثلا غذای من دیرشد؟ آیا همه زندانیان از این امكان برخوردار بودند؟ آیا فراموش كرده ایم كه علی (ع) در چه شرایط كاملا مساوی در پی شكایت یك یهودی به دادگاه مراجعه می كند؟ آیا در دوران زعامت ایشان اینگونه بود یا نه؟ آیا ایشان به اخلاق سیاسی وسیاست اخلاقی معتقدند یا نه؟
خیلی چیزها را نمی دانم. خیلی چیزهارا نمی دانیم. خیلی چیزها را نمی خواهند بدانیم وشاید روزی بدانیم كه دیگر دیر شده است. شاید روزی حقایقی را بفهمیم كه سالها افراد دیگری را ندانسته و به لطف شانتاژبازیهای مطبوعاتی متهم كرده باشیم. خیلی چیزها را كه روزی « دانستن حق مردم است» نگذاشتند بدانیم. فقط یك چیز را می دانم و آن اینكه همه در برابر قانون برابرند ولی عده دیگری برابرترند.
یاد جمله ای از موسولینی افتادم:« من گاهی انقلابی وگاهی مرتجع هستم واین بستگی به شرایط دارد.».
گاهی باید اخلاقی و گاهی باید غیر اخلاقی بود واین بستگی به فضای سیاسی دارد. گاهی باید خط امامی وگاهی باید مخالف خط امام بود و این بستگی به شرایط سیاسی دارد. گاهی باید از مفسدین اقتصادی در جلسه هیات دولت حمایت كردو گاهی نیز باید دم از مبارزه با مفاسد اقتصادی زد. در نظر ماكیاولیستهای وطنی هیچ امر یقینی واصل ثابت اخلاقی وجود ندارد وهمه چیز بستگی به فضای انتخاباتی دارد بس.
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:44 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
هاشمی و مربیگری تیم اصلاحات


تکثر کاندیداها در میان اصلاحطلبان و انعطاف ناپذیری نامزدهای بر آمده از این جریان برای رسیدن به اجماع، بدون تردید مشکل بزرگی بر سر راه آنها در انتخابات ریاست جمهوری 88 است و جنگ قدرت در لفظ و عمل در میان لیدرهای دوم خرداد و در خلأ میانداری که آنها را به سوی همگرایی پیش ببرد، همچنان ادامه دارد.
برخی احزاب در جبهه دوم خرداد در شرایطی از کاندیدای واحد سخن به میان برده و شرط حمایت خود را جامعیت کاندیدا در میان ائتلاف اصلاح طلبان می دانند که نامزدهای مطرح هیچکدام قائل به کنار رفتن به نفع دیگری و رسیدن به اجماع نیستند.
مهدی کروبی که در اعلام کاندیداتوری نسبت به سایر کاندیداهای این طیف سیاسی مقدم بوده، بارها به صراحت اعلام کرده است که به نفع هیچ کس کنار نمی رود. او که در ابتدا شورای حکمیت را پذیرفته بود و آن را مسیری برای رسیدن به اجماع می دانست، پس از آنکه این راهکار از سوی اصلاح طلبان تندرو به بنبست رسید، به میدان آمد و البته تلاش کرد تا مرزبندی خود را با سایر کاندیداهای هم مسلکش روشن کند. کروبی اخیراً در اظهار نظری به تفاوت هایی که در دیدگاه با خاتمی دارد اشاره کرد و گفت: «ما هر دو در یک طیف هستیم اما تفاوتهایی در دیدگاهها داریم. ما در مورد تعامل با گروهها، احزاب و نهادها برداشتهای متفاوتی داریم. در چینش نیروها، شیوه عمل و دیدگاههای سیاسی، نیز تفاوتهایی داریم.» او بهتازگی باز هم تکرار و تاکید کرد که کنار نمی رود و در عین حال به اعتقاد او با توجه به زمان کم و باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری، اجماع دیگر مفهوم ندارد و عملی نیست.
خاتمی، دیگر کاندیدای این جریان که به دعوت و با حمایت حزب مشارکت، سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون به میدان آمده، با این اطمینان که رأیآوری او بیش از سایر رقیبان همفکرش است، شورای حکمیت را نپذیرفت، با بی اعتنایی تقدم کروبی را در اعلام کاندیداتوری نادیده گرفت و تلاش کرد تا از میرحسین موسوی چهره ای مردد نشان دهد. خاتمی چندی پیش با اعلام حضور خود در انتخابات، تشتت در میان اصلاح طلبان را هم رسمیت بخشید و با اشاره به اعلام نامزدی کروبی گفت: «اشکالی ندارد که 2 تریبون از اصلاحطلبان در انتخابات وجود داشته باشد.»
میرحسین موسوی که به صورت تلویحی نقد دولت اصلاحات را چندی است آغاز کرده و در عین حال از اظهارات تحقیرآمیز همفکران خاتمی گلایه مند است، نیز اعلام کرده که از عرصه کاندیداتوری انتخابات کنار نرفته و مشغول کار و بررسی است. در سوی دیگر خاتمی که همواره خود را واجد بیشترین نزدیکی به نخست وزیر دهه 60 نشان میدهد، در این کارزار چاره ای ندارد جز اینکه با نفی یار دیرین، خود را اثبات کند و به همین خاطر علی رغم تحرکات سیاسی موسوی از زبان او گفته بود که او تمایلی به حضور در انتخابات ندارد و در ضمن، اعلام کاندیداتوری خود را به سال آینده موکول کرده است. اما یک روز پس از آن که خاتمی خبر داد موسوی دچار تردید است، خبرهایی از سوی نزدیكان موسوی منتشر شد که چنین تردیدی را نفی كرده و حضور او را جدی و قطعی می دانند.
اکنون جنگ قدرت با تمام مولفه های خود در جریان دوم خرداد برقرار است و بداخلاقی علیه کاندیداها، اظهار نظرهای تخریبی از جمله آنچه یاران خاتمی درباره کروبی و همچنین موسوی گفتند، علائم چنین جنگی است. چنین آشفتگی در شرایطی صورت می گیرد که از چندی پیش و به اذعان چهره های مختلف در جریان دوم خرداد هاشمی رفسنجانی هدایت اصلاح طلبان را بر عهده گرفته بود.
هاشمی رفسنجانی که در انتخابات 84 شکست سختی را در مقابل احمدی نژاد متحمل شده بود، اجماع نیروها و احزاب دوم خردادی را به نفع خود در جریان آن انتخابات از خاطر نبرده و اکنون در آستانه انتخابات 88 می خواهد با استفاده از آن پتانسیل، هدف مشترک نفی احمدی نژاد را عملی کند. نگاهی به تحرکات هاشمی در ماههای اخیر و همچنین مرور پازل انتخابات، جایگاه او را در این کارزار روشنتر می کند.
اخباری که حکایت از صحنه گردانی جریان دوم خرداد از سوی هاشمی دارد، جایگاه او را در آرایش سیاسی کنونی نشان می دهد؛ هرچند که خود تمایل چندانی به عیان شدن این نقش ندارد. محمد عطریانفر از نزدیکان هاشمی چندی پیش به این موضوع اذعان کرده بود که "هاشمی رفسنجانی هدایت جبهه دوم خرداد را به دست گرفته است". در عین حال، این هدایت و صحنه گردانی بیشتر در قالب حمایت از خاتمی ظهور و بروز داشته است، به اعتقاد موسوی لاری، هاشمی صریحاً و قطعاً از خاتمی حمایت می کند چرا که "هاشمی قطعاً روی فرد برنده شرط بندی می کند." علی شکوری راد، عضو حزب مشارکت هم این موضوع را مورد تأکید قرار داده و گفته بود: «آقایان هاشمی و خاتمی كمترین مشكل را با یکدیگر دارند و اگر آقای خاتمی بیاید چه رسمی و چه غیر رسمی، قطعاً مورد حمایت آقای هاشمی رفسنجانی خواهد بود.» هدایت آقایی، عضو حزب کارگزاران نیز در این مورد می گوید: «هاشمی رفسنجانی خاتمی را به عنوان یک رییس جمهور موفق قبول دارد و از آمدن وی هم به لحاظ سیاسی که رونق بیشتری پیدا می کند و هم به لحاظ اصلاح کارهای اجرایی که طی چند سال گذشته با مشکلات روبرو بوده است، استقبال خواهد کرد.» مقدم، عضو مجمع روحانیون مبارز هم این حمایت را بر اساس اخبار غیر رسمی تأیید می کند.
تلاشهای هاشمی برای سامان دادن به کارزار دوم خردادیها در راستای همان نقشی است که عطریانفر، پیش از اعلام کاندیداتوری خاتمی معتقد بود که او باید ایفا کند و گفته بود: «حتی اگر آقای خاتمی از خود در زمینهی انتخابات رفع مسوولیت کردند، مسوولیت بالاتر ایشان یعنی مدیریت ائتلاف اصلاحطلبان و سازماندهی آن از دوش ایشان ساقط نخواهد شد و در کنار آقای خاتمی، آقای هاشمی رفسنجانی قرار دارد و مؤید ایشان است و امروز موضع مشترک را در این رابطه احساس میکنیم.»
با توجه به اینکه هاشمی بعد از انتخابات خبرگان و بنابر توصیه هایی که رسانه های همسو به او داشتند خود را کنار کشیده و به جای بازی در زمین، نیمکت نشین شده و مربیگری را برگزید، اینک یاران همراه خود را از دوم خردادیها انتخاب کرده و زمزمه های حمایت او از برخی کاندیداها در این جریان و برگزاری دیدارهایش با سران این طیف سیاسی مبین تمایلی است که به صحنه گردانی بازی علیه احمدی نژاد دارد.
او هرچند که داعیه کاندیداتوری نداشته اما رقابت با احمدی نژاد را کنار نگذاشته و تحرکات او به گونه ای است که به تعبیر برخی تحلیلگران انتخابات ریاست جمهوری 88 رقابت بین احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی خواهد بود. اما برای رقابت با احمدی نژاد، وضعیت مطلوب برای هاشمی، سرمایه گذاری روی یک راست صالح بود و به همین دلیل گزینه هایی چون علی اکبر ولایتی و حسن روحانی را مد نظر داشت و البته چراغ سبزهای هاشمی موجب شده بود که روحانی تا تا مدتی نطق های انتخاباتی کند و در همه سخنرانی ها و مواضع انتخاباتی خود نوک پیکان تخریب هایش را متوجه دولت و احمدی نژاد سازد. اما از آنجا که "شرط بندی روی فرد برنده" مشی شناخته شدهای از سوی هاشمی است، عدم مقبولیت گزینه های او در جریان راست، به چرخش وی انجامید تا آنجا که اخباری از تلاش او در راستای ترغیب خاتمی برای کاندیداتوری منتشر شد و نتیجه مشاوره ها و جلسات متعدد این دو در رفتار انتخاباتی خاتمی قابل انکار نبود.
هاشمی اما از آنجا که نمی خواهد نتیجه یک انتخابات دیگر را هم به احمدی نژاد واگذار کند، به خاتمی هم اکتفا نکرده و از آنجا که مسیر اجماع در جریان دوم خرداد صعب و ناممکن شده است، نمی خواهد تمام تخممرغهایش را در سبد خاتمی بچیند. تردید پایان ناپذیر خاتمی و اینکه ممکن است در دقایق پایانی کنار بکشد موجب می شود که هاشمی از گزینه های دیگر هم غافل نماند؛ برگزاری جلسه با میرحسین موسوی و یا حتی حمایت از قالیباف نمونه هایی از تحرکات اخیر هاشمی است و حتی گفته می شود، آمدن قالیباف به عرصه انتخابات حاصل دیدار وی با هاشمی رفسنجانی و کسب اطلاع از تردیدهای جدی خاتمی است.
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:42 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
توزیع سیب زمینی پشت سر خاتمی


این خبر در سایت یاری نیوز آمده بود
یاری:در جریان سفر خاتمی به استان های فارس ، کهکیلویه وبویراحمد و بوشهر که با استقبال گسترده مردم این استان ها مواجه شد، پس از عبور او از شهرهای بین راه ، گروهی بین مردم سیب زمینی توزیع می کردند.
به گفته برخی خبرنگاران و شاهدان محلی پس از بازدید خاتمی از برخی شهرها و روستاهای بین راه، یک دستگاه کامیون لبهدار بدون پلاک در این شهرها توقف می کرد و تحت عنوان هدیه نوروزی فرمانداری یا بخشداری منطقه، هر گونی سیب زمینی را به قیمت ٢٠٠ تومان توزیع می کرد.
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:41 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
مقایسه عملکرد خاتمی و احمدی نژاد

شاید در اولین نگاه این مطلب یک نوشته ای تند به نظر آید ولی بنده هیچگونه بغضی نسبت آقای خاتمی نداشته و ندارم ولی وقتی می بینم اطرافیان خاتمی بر روی آمدن یا نیامدن ایشان (که همان روش پوسیده ایجاد موج علامت سوال در جامعه است ) مانور میدهند و طوری از زمان نچندان دور خودشان حرف می زنند که که انگار در زمان ایشان ایران گلستان بوده و اکنون ویرانه است (البته شاخص ها چیزهای دیگری برای گفتن دارند) و اینان حال می خواهند به عنوان منجی وارد صحنه شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتم ریز مقایسه هایی موردی درباره روسای دولتهای قبلی و فعلی داشته باشم.
1-خاتمی برای جلب رای گریه هم می کند ولی از نظر انحراف طلبان، احمدی نژاد همه کار می کند تا رای نیاورد (سهمیه بندی بنزین و صرفه جویی3ملیارد دلاری و افشاگری علیه دانه درشتها و اجرای طرح تحول)
2-خاتمی تنش زدایی(باج دهی) می کند حتی به قیمت عدول از منافع ملی و احمدی نژاد بدون هیچ گونه باج دهی از منافع ملی دفاع می کند.
3-خاتمی نامه می نویسد و دستمال سفید را بالا می برد (نامه سال 2003) و احمدی نژاد نامه مینویسد و دعوت به اسلام و عدالت می کند.
۴-خاتمی دانشجویان را تهدید می کند و احمدی نژاد از سوی دانشجویان تهدید می شود (زنده با مخالف من)
5-خاتمی دفترش را به سعد آباد می برد و احمدی نژاد دفترش را به میان مردم می برد.
۶- خاتمی و اطرفیانش از رفتن به پاریس ذوق می کنند و احمدی نژاد و اطرافیانش از رفتن به سیستان و کردستان و آذربایجان می بالند.
7-خاتمی در سازمان ملل از دموکراسی غرب برای غربیها حرف می زند و احمدی نژاد با دفاع از حقوق ملت آنها را به چالش می اندازد.
8-خاتمی و تیمش 10 سال مذاکره و تعلیق را برای 10 عدد سانتریفیوژ می پذیرند و احمدی نژاد بدون تعلیق به 5000 سانتری فیوژ می رسد.
9-شعار آزادی را خاتمی سر می دهد و احمدی نژاد بیش از 4000 توهین و تخریب و افترا دریافت می کند.
10-خاتمی بدون در نظر گرفتن هولوکاست در فلسطین هولوکاست دروغین صهیونیست ها را تایید می کند و احمدی نژاد در مورد هولوکاست افشاگری می کند.
11-در دوران خاتمی امام خمینی (ره) به موزه فرستاده می شود و در دوران احمدی نژاد راه امام سرلوحه امور می شود.
12-خاتمی با زنان نامحرم دست می دهد و احمدی نژاد دست پدر شهید را می بوسد.
13- آرزوی دیدار خاتمی محال بود و احمدی نژاد خود به خدمت مردم می رود.
14-برای خاتمی ایران فقط تهران بود (البته در تهران هم فقط سعد اباد و پاستور و .... ) و برای احمدی نژاد ایران 1100شهر 70000روستا و یک و نیم ملیون کیلومتر مربع است.
15- غریبه ها برای آمدن خاتمی آرزو می کنند و برای احمدی نژاد..............................
16- ویزای دو ماهه خاتمی [در داخل آمریکا] را شخص بوش صادر میکند و برای شرکت در اجلاس سازمان ملل (نه امریکا)ویزای چند روزه به احمدی نژاد نمی دهند. چرا؟
سلمان مهدیان
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:39 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
برای استقبال خاتمی آمده بودند نه احمدینژاد!

طنز/ حسن حیدری
* لشكر قابلمه بهدستها از سر گرسنگی و چون صبحانه، ناهار و شام رایگان میدادند، به استقبال احمدینژاد آمده بودند.
* عكسهای موجود واقعی نیست و با فتوشاپ جمعیت زیاد نشان داده شده است، در صورتی كه استقبال از رئیسجمهور بسیار سرد بود.
* از استانهای همجوار یزد از جمله كرمان، اصفهان، فارس و... سرویس و اتوبوس رایگان گذاشته بودند تا مردم را برای استقبال از احمدینژاد به یزد بیاورند.
* به هر نفر كه از شهرهای دیگر به یزد میآمد، 10 هزار تومان میدادند و این از مصوبههای جلسه استاندار با فرمانداران بوده است.
* مردم داشتند اتفاقی از خیابانهای یزد عبور میكردند اما عوامل دولت نهم با زیركی یكباره احمدینژاد را وسط مردم آورده و عكسهای لازم را گرفتند.
* اصلاً احمدینژاد به یزد نرفته و ما او را امروز و درست در همان لحظه در تلویزیون دیدیم، او چطور میتواند همزمان هم در صدا و سیما و هم در یزد باشد.
* به مردم گفته و در یزد اعلام كرده بودند كه قرار است خاتمی به استان سفر كند اما نامردها بهجای خاتمی، احمدینژاد را قالب كردند؛ اینكه میبینید خیل جمعیت در عكس احمدینژاد را دنبال میكنند، برای این است كه میخواهند به او فحش بدهند.
* اگر كل خیابان را 4كیلومتر بگیریم، عرض آن هم 4 متر است و اگر در هر مترمربع 5 نفر هم در نظر بگیریم، نهایت جمعیت استقبال كننده از احمدینژاد در یزد 8 هزار نفر آن هم با خوشبینی میشود.
*بسیاری از مردم كه شما در تصاویر میبینید، برای رفتن به سینما، خوردن ساندویچ و پیتزا، گرفتن چكهایشان از بانك، پیادهروی، خرید لباس و... از خانه بیرون آمده بودند اما به دستور استاندار فقط مغازهها و بانكها و... كه در مسیر حركت احمدینژاد بود، باز بود و بقیه همه بسته بودند، همین شد كه 8 هزار نفر در استقبال احمدینژاد حضور داشتند وگرنه 3 هزار نفر هم نمیشدند.
* آقایان اولیاء نماینده یزد، تابش نماینده اردكان و... از مردم خواسته بودند تا مردم در صحنه بیایند و مقبولیت مردمی نظام را نشان دهند وگرنه آبروریزی میشد.
* کل توپخانهها و پادگانها و سربازخانهها و آشپزخانهها و ... نیروهای لباس شخصی خود را برای استقبال از احمدینژاد فرستاده بودند ما که دیدیم داشتند لباسهایشان را عوض میکردند.
* اداره ثبت احوال یزد نیز در راستای افزایش جمعیت استقبالکننده حدود ۱۰۰هزار شناسنامه جعلی درست و آن را بین مردم توزیع کرد.
رجانیوز
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:36 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
دو قطبی دوستداشتنی


محمد عبداللهی
آیا این تلقی كه؛ "اصولگرایان از دو قطبی شدن انتخابات واهمه دارند"، با واقعیات منطبق بر شرایط موجود در حوزه سیاسی كشور مطابقت دارد؟
یا دداشت پیش رو، پاسخی به این سؤال و مبین واقعیات شفاف موجود در صحنه سیاسی امروز كشور است و بنا دارد تباین آشكار میان حقایق و القائات این حوزه را به تصویر بكشد.
واقعیت آن است كه قاطبهی اصولگرایان حضور كاندیدای جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین را خط قرمز اختلافات خود دانسته و مجال پیش آمده را برای رویارویی چهره به چهره با این كاندیدا كه به واقع، تمام سرمایه اصلاح طلبان تلقی میشود، جزء آمال چندین سالهی خود میدانند. اساس چنین باوری در اصولگرایان كه با پدیدار شدن دو قطبی احمدینژاد- خاتمی، یكبار و برای همیشه تكلیف اصلاح طلبی غربگرا یكسره شده و راه نیمه تمام آغاز شده در خرداد 84 به سرانجام میرسد، غیرقابل انكار است. و اساساً اشتیاق به این وزن كشی آن قدر هست كه ضرورت پیش گرفتن یك استراتژی واحد در عمل را به جبهه اصولگرایی گوشزد كند.
اكنون رقیب جبهه اصولگرایی با دیكتهای نوشته شده و از قضا پرغلط پا به میدان انتخابات گذارده و ابعاد پنهانی در هیچ كجای عملكرد و اهداف آینده آن وجود ندارد چرا كه اتاقك شیشهای كه كاندیدای برتر اصلاحطلبان در آن قرار گرفته است علاوه بر شكننده، كوچك و رمانتیك بودن، بسیار هم شفاف است.
از این رو باید گفت؛ بهوجود آمدن فضای دوقطبی در انتخابات خرداد 88 نهتنها "دغدغه" نیست بلكه "آرمان" و "آرزوی" دیرینه اصولگرایان به حساب میآید. چرایی هجمه گسترده اصلاحطلبان با محوریت القاء اینكه "اصولگرایان از دو قطبی شدن انتخابات واهمه دارند" نیز با این تفاصیل، خالی از ابهام است.
فرضیه اثبات شدهای در علم روانشناسی هست كه میگوید، "واكنشهای اتهامی و تند افراد در تعاملات اجتماعی" غالباً ریشه در "ترس شدید از ناكامی" داشته و با "تلخكامی حاصل از تجربیات قبل" ارتباط مستقیم دارد. از این رو است كه اینگونه افراد "فرار به جلو" و یا "انتساب موضوع مورد واهمه خود به دیگران" را تنها راه حل كاهش اضطراب میدانند. نگاهی اجمالی به اتهامات بیدلیل اصلاحطلبان در ماه های اخیر، به خوبی ماهیت برخاسته از استیصال رفتارهای آنان را روشن میکند.
به برخی ابعاد عملیات پیشگرفته اصلاحطلبان در طول ماههای اخیر دقت كنید:
"اصولگرایان شكلگیری انتخابات دوقطبی را خطایی راهبردی تلقی میكنند"، "هماینك ادبیات سیاسی اصولگرایان به نقطهی مقابل انتخابات دو قطبی بدل شده"، "اعلام حضور خاتمی به همان اندازه كه به اصلاحطلبان امید دمیده است، طیفهای مختلف اصولگرایان را در مورد شكلگیری یك دوقطبی كه در آن خاتمی دست بالا را داشته باشد، نگران ساخته است"، "فضا به سمت دوقطبی پیش میرود و این موضوع نگرانی اصولگرایان را از شكست درچنین شرایطی در پی دارد"، "اصولگرایان نگران باخت احمدینژاد پس از مصاف یك به یك او با سیدمحمد خاتمی هستند"، "اجماع در خانواده اصولگرایان پدیدهای غیرممكن است".
اینها تنها بخشی از القائاتی بود كه طی ماهها و هفتههای اخیر از فضای رسانهای اصلاحطلبان حامی خاتمی صادر گردیده است. در تبیین این موضوع علاوه بر مطالبی كه در مقدمه یادداشت بدان اشاره شد، گفتنیهای دیگری وجود دارد:
1- به خوبی روشن است كه ورود اصلاحطلبان به عرصه انتخابات بسیار زودتر از آن بود كه حتی طرح این موضوع در جبهه اصولگرایی اتفاق بیافتد. مدتها قبل، برخی افراطیهای جبهه دوم خرداد با سر زبان انداختن نام "خاتمی"، پروژهی به صحنه آوردن وی را كلید زدند. پس از آن نیز "مهدی كروبی" و سپس "مهندی میرحسین موسوی" از پای گذاردن به صحنه انتخابات سخن گفتند. و اكنون جبهه اصلاحات حداقل با 3 كاندیدای حاضر در صحنه روبروست كه هركدام نیز با هزار وی ك دلیل بر قطعیت حضور خود تا دقیقه 90 تأكید دارند. این ها همه در حالی است كه اصولگرایان هنوز به صراحت از فردی به جز دكتر احمدینژاد برای كاندیداتوری نام نبردهاند و طرح نام چهرههای گوناگون اصولگرا نیز بیشتر مبتنی بر رایزنیها و احتمالات احزاب سیاسی و رسانهها -عمدتاً از سوی جناح رقیب اصولگرایان- است.
این دلیل به خوبی نشان از آن دارد كه نگرانیهای اصلاحطلبان از نتیجه انتخابات حیثیتی آتی آنقدر هست كه ماههاست شب و روزشان را متداخل ساخته است. درحالی كه در جبهه اصولگرایان، رئیس دولت نهم كه قاعدتاً باید اصلیترین مدعی حضور در این صحنه باشد، آنچنان سرگرم خدمت رسانی و پیشبرد طرحهای از قبل اعلام شده خویش است كه گویی خبر ندارد انتخابات در پیش است!
2- هنوز از آخرین جبهه اصلاحات در تقابل چهره به چهره با نامزد اصولگرایان، 4 سال هم نگذشته است. اساساً مگر شاكله انتخابات 84 غیر از آن بود كه قاطبه اصلاحطلبان برای به صحنه آمدن مردم و حمایت از كاندیدای مطلوبشان علیالخصوص در دور دوم- تمام توان خود را به كار بستند؟ خب! نتیجه چه شد؟ آیا فضای رقابتی دور دوم با آن همه كارشكنیها و بداخلاقیهای گفتنی و نگفتنی، دوقطبی نبود، دست آخر چه كسی برنده میدان رقابت شد؟
پاسخ روشن است، از این رو آزمون پیش رو و تقابل یك به یك دو نامزد اصولگرا و اصلاحطلب آنگونه كه القا میشود "بكر". "برای اولین بار" نیست. پس القاء اینكه به "اصولگرایان از دو قطبی شدن رقابت احمدینژاد با هركس كه توان رقابت در خود میبیند واهمه دارند!" چه فلسفهای میتواند داشته باشد، جز ترس از تكرار تجربه زهرآگین دورهی قبل؟ به خوبی واضح است و مكرر نیز گفته و نوشته شده است كه اصلاحطلبان غربگرا، هزینه شكست در این انتخابات را بیش از هركس دیگری درك كردهاند. بنابراین برخلاف بسیاری از همپالگیهای خود، اینبار موضوع را خیلی جدی گرفته و برای این رقابت ریسك بزرگی را به جان خریدهاند از این رو بسیار طبیعی است كه با غبار آلود كردن فضا سعی كنند كه بر اضطرابهای خود مرهمی بنهند و مهمتر آن كه مهرهی به میدان آورده را از حیث انگیزه و روحیه تقویت نمایند.
3- به صحنه آمدن خاتمی از ناحیه اصلاحطلبان و دكتر احمدینژاد از ناحیه اصولگرایان باز هم انتخابات را دوقطبی نخواهد كرد، نه به دلیل آنچه كه اصلاحطلبان سعی در القا آن دارند- و بلكه آرزویش را دارند- یعنی عدم اجماع اصولگرایان و به صحنه آمدن نامزد اصولگرای دیگر! بلكه كاملاً برعكس! دقیقاً به دلیل حضور چند كاندیدای هم زمان در جبهه اصلاحطلبان و علاوه بر آن، واگرایی غیرقابل انكاری كه در طیفهای اصلاحطلب- علیالخصوص پس كاندیداتوری خاتمی- بوجود آمده است.
واقعیت آن است كه خاتمی، تنها یك ضلع از منشور چندوجهی اصلاحطلبانی است كه هر كدام ردای نامزدی انتخابات را تنها شایسته قامت رعنای خود میدانند. با این اوصاف، عقلای اصلاحطلب نیز خوب میدانند كه این شاهنامه احتمالاً آخر خوشی نداشته باشد.
4- واگویههای اخیر استراتژیستهای طیف تندرو اصلاحطلب نشان میدهد كه آنها با لحاظ فرض منطقی -و قریب به واقع- شكست از هماكنون تمهیداتی را برای روزهای پس از خداد88، اندیشیدهاند. از جمله آنكه، برتری آراء به نفع نامزد اصولگرایان را با مهملاتی همچون احتمال تقلب در انتخابات-یا با ادبیاتی دیگر نظیر نگرانی از سلامت انتخابات- گره زدهاند. مقوم اصلی این استراتژی به میدان فرستادن "نامزد پیروز" است. چندی قبل بود كه خاتمی اعلام كرد "اگر تصمیم بر حضور در انتخابات بگیرم از بابت رأی نگرانی ندارم" و پس از آن نیز بهسرعت موضوع نگرانی از احتمال تقلب بر زبان حامیان او جاری شد. با این حساب حاصل عملیات روانی فوق این میشود كه، "نتیجه انتخابات از قبل معلوم است و پیروزی هركس به جز نامزد برتر اصلاحطلبان معنای روشنی خواهد داشت!"
برخلاف آنچه القا شده است وزن كشی اصولگرایی انقلابی و اصلاحطلبی غربگرا چندان مشكل نخواهد بود، از این رو تنها نگرانی اصولگرایان از هماكنون بایستی كنار رفتن رقیب از صحنه رقابت باشد.
رجانیوز
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:34 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
رقابت گفتمانی احمدینژاد با مهرههای هاشمی

جعفر فرجی
برداشت اول: مرحله دوم انتخابات نهم و نبرد دو گفتمان
عدم ارسال پیام تبریك به رئیسجمهور منتخب مردم محمود احمدی نژاد، بیانگر عمق تقابل و اختلاف رقیب انتخاباتی با وی بود.
با نگاهی گذرا به "یك هفتهی مرحله دوم" انتخابات نهم و تأمل در بسیج بزرگترین جبهه سیاسی كشور از طیف ها و گرایش های مختلف سیاسی کشور، از رئیس جمهور و مجری انتخابات در دوره اصلاحات گرفته كه با دخالت در انتخابات و صدور بیانیه از مردم میخواست به "تحجر و خشونت" رأی ندهند تا شارعانی كه حكم به حرمت عقلی و شرعی رأی به احمدینژاد میدادند و همچنین سیل توهینها و تخریبهای بیسابقهای كه حتی تا رسانه ملی نیز دامنه آن گسترش یافته بود، متوجه خواهیم شد که این تحركات شدید بیش از آنكه بخواهد فردی به نام احمدینژاد را نشانه گرفته باشد، بیانگر خلق و تناور شدن و قدرت یافتن گفتمانی یكپارچه در برابر گفتمان انقلاب و امام بود.
گفتمانی كه ورد زبانش حقوق بشر و دموكراسی و ارزشهای غربی، رابطه با امریکا و..... بود.
این به میدان آمدن و عیان گشتن كینه و نفرت عجیب از شعارهای احمدینژاد آنگونه بود كه او در جواب پرسش یكی از بزرگان نظام كه از ایشان سؤال کرده بودند: انتخابات را چگونه دیدی؟ گفته بود: خیلی سخت گذشت اما حجم جبهه گیری ها نشان داد که یقینا بعد از این خیلی سخت تر خواهد گذشت...
برداشت دوم: کابینه غیر سیاسی هاشمی
هاشمی رفسنجانی در جواب اعتراض های نمایندگان مجلس مبنی بر عدم وجود سوابق مبارزاتی و انقلابی وزرا پیشنهادی خود به مجلس شورای اسلامی، خطاب به نمایندگان معترض گفته بود:
"كابینه من كابینه كار است و من جای همه آنها سیاسی هستم."
این جمله نماد آغاز عصری جدید در دوران تاریخ انقلاب ما بود. نگرشی جدید و متفاوت با نگرش امام به عرصه اجرایی و حکومتی کشور که از نوع نگاه به حکومت، ملاک ها و معیارهای حاکمان اسلامی شروع شده و تا شعارها و اولویت ها و... ادامه می یافت.
نگرشی كه در بطن خود حاكمیت تكنوكراتهایی را در پی داشت كه بدون هیچ حضوری در صحنههای مختلف انقلاب نظیر 8 سال دفاع مقدس و بدون هیچ اعتقاد مستحکمی به "آرمانها و گفتمان امام و انقلاب" و تنها بهواسطه تحصیل در فلان دانشگاه امریکایی یا اروپایی در مصادر اصلی نظام تكیه زده و برای حاکمیت علوی نسخه تجویز می نمودند. نگرشی كه به معنای نفوذ سكولاریزم و اندیشههای لیبرالی در نحوه اداره حكومت بود. دولت هاشمی رفسنجانی دولت پرکاری بود اما در آن رنگ و بویی از "گفتمان امام" دیده نمی شد. هاشمی آمده بود تا ویرانی های پس از جنگ را آباد کند و...
كم كم طبقه جدیدی به نام طبقه حاكم و مدیران نظام با ویژگیهایی خاص شكل گرفت. این طبقه برای آنكه بتوانند درست بیاندیشند، نیاز به اتاقهای چند لایه و دور از دسترس مردم، در محیطی آرامش بخش و مفرح داشتند. زندگیشان و خانهشان و اتومبیلهایشان بایست تأمین میشد تا بتوانند دغدغه خود را بر روی مسائل اساسی و کلان کشورمعطوف نمایند.
شعارها و ادبیات و اهتمام صرف اقتصادی دولت و عدم انتخاب و نظارت بر روی مدیران بر اساس معیارهای حاکمیت علوی کم کم مسابقه تجمل و اشرافیگری و عافیت طلبی را میان مردم و مسئولان به راه انداخت و فضای کشور را از فضای معنوی دوران امام تهی کرد و...
شعار توسعه اقتصادی و پذیرش نسخه های اقتصاد لیبرال در حوزه اقتصاد در ابتدا با تصور امکان حفظ آرمانها در ابعاد دیگر صورت گرفت.
در یك كلام، الگوی اداره كشور و معیارهای انتخاب حاكمان اسلامی دیگر نه "امام خمینی و مشی و نگاه او و دوران طلایی حاكمیت علوی" بود، بلكه تنها راه نجات کشور و رشد و پیشرفت آن در تن دادن به ارزشها و نسخههای غربی نهادهای بینالمللی نظام سلطه تفسیر شد. تورم 50 درصدی و فاصله شدید مابین حاكمان اسلامی با مردم نارضایتی هایی را بوجود آورد...
در این میان، تنها امید عاشقان و دلسوزان انقلاب، رهبری معظم انقلاب بود كه با رویكردی انتقادی نسبت به جهتگیریها و گفتمان دولت توسعه اقتصادی و با طرح مباحث "ثروتهای باد آورده، نفی عافیت طلبی، غفلت خواص، مبارزه با اشرافیگری مسئولان، عبرتهای عاشورا، ساده زیستی و زهد حاکمان علوی، تهاجم فرهنگی، شبیحخون فرهنگی، نوسازی معنوی و..." سعی نمود استمرار ملاكها و ارزشها، روح و مطالبه علوی و همچنین "گفتمان امام" را در میان مردم زنده نگاه دارد.
او در برابر سیاست های دولت توسعه اقتصادی بارها تکرار و تاکید می نمود که 2 مشخصه بارز حاكمان اسلامی 1- زهد 2- عدالت خواهی است...
هر چند مردم بهواسطه رهنمودهای رهبرشان همچنان پایبند به "گفتمان امام" بودند ولی دیگر كلام امام در میان نگاههای مسئولان خریداری نداشت كه میگفت: "ما آرزوی یک همچون حکومتی داریم، یک حکومت "عادل" که "نسبت به افراد رعیت، علاقمند" باشند. عقیدهاش این باشد که باید من "نان خشک بخورم" که مبادا یک نفر در مملکت من زندگی اش پست باشد،گرسنگی بخورد. ما می خواهیم یک همچون حکومت عدلی ایجاد کنیم."
برداشت سوم: خاتمی ادامه دهنده راه هاشمی...
مردمی که با شعارها و تحت "گفتمان امام و انقلاب" زندگی کرده بودند از شرایط موجود ناراضی بودند. خاتمی با شعار نقد عملكرد موجود پا به میدان گذاشت. از ناكارآمدی و حلقه بسته مدیران گفت. با اتوبوس به شهرهای مختلف حركت نمود و سعی نمود از خود چهرهای مردمی و مخالف مشی و منش مدیران موجود نشان دهد. مردم احساس كردند كه چیزی شبیه به خواستههای حقیقی شان است. دل به او سپردند.
هاشمی مخفیانه از او حمایت میكرد. دولت خاتمی مولود عملکرد دولت هاشمی بود. لیبرال دموکراسی همانند اسلام داعیه جهانشمولی داشته و توانسته بود در تئوری و در عمل خود را یک کل بههم پیوسته کند. کل به هم پیوستهای که غلتیدن در بعد "توسعه اقتصادی" آن لاجرم "توسعه در ابعاد سیاسی" آن را از دید دلسپردگان به نسخههای تجویزی ناگزیر میکرد.
مردم او را انتخاب کردند. رأی به خاتمی توسط غربباوران طور دیگری تفسیر شد. وزیران پیشنهادی خاتمی چهرههای آشنایی برای مردم بودند. كارگزاران و كسانی كه مردم بهخاطر تعویض آنان رأی به خاتمی داده بودند، دوباره بر صفحه تلویزیون ظاهر شدند. در آن جاهایی هم كه تغییراتی صورت گرفت، خیل عظیم روزنامهنگاران به صورت فلهای بر مصادر اجرایی و فرهنگی کشور تكیه زدند. حضور این "حرافان بیعمل" درعرصه اجرایی و روحیات غیراجرایی خاتمی باعث شد تا دولت توسعه سیاسی در عرصه اجرایی بسیار ضعیف ظاهر شود. استانهای محروم روز به روز محرومتر میشدند و 70 درصد ثروت کشور در تهران در دستان طبقه جدید حاکم جابهجا می شد. دیگر شعار "حمایت از محرومین" امام و انقلاب جای خود را به احترام به صاحبان سرمایه و ایجاد امتیازات برای آنان داده بود.
خاتمی در انتهای "سال سوم دوره اول" خود در مصاحبه زنده با شبکه یک تلویزیون کشور اذعان کرد که دولت در حوزه اقتصاد هیچ تئوری و برنامه مشخصی نداشته و با آزمون و خطاکار را به جلو میبرد، جمله ای که با انتقادات فراوان مواجه شد.
در نهایت، او برای انتخاب مجدد خود و به توصیه اطرافیانش بدون ارائه برنامه ای هرچند کلی و تنها با یک حرکت پوپولسیتی و "ریختن اشک و نمایش مظلوم نمایی"، مجدد سکان اجرایی کشور را در دست گرفت.
در طول این سالیان در عرصه فرهنگی و سیاسی نیز بهصورت علنیتری "توبه از آرمانها و گفتمان امام و انقلاب" اعلام و شیفتگی نسبت به ارزشهای غربی ابراز شد.
باورها و اعتقادات مردم به بهانهگذار از سنت به مدرنیته مورد هجوم سنگینترین حملات قرار گرفت و عزادرای برای سالار شهیدان ترویج خشونت طلبی و ادامه مقاومت هشت سال دفاع مقدس برادر کشی و روحیه "شهادتطلبی" به جنگ طلبی تعبیر شد و به ساحت مقدس ائمه(ع)...
با نظرسنجی های ساختی سعی می نمودند ایرانی را دروغ گو ترین و ریاکارترین مردم دنیا نشان داده و با آن "هویت" ایرانی را مورد هجوم بیامان قرار دادند. از هر بهانهای برای تحقیر ملت ایران استفاده می شد: نماینده ای پشت تریبون می گفت فرزندم عاشق امریکاست، نمی خواهد در ایران زندگی کند و خجالت می کشد که...
دیگری مسئولان ایران را به پنهانکاری و دروغ گویی متهم می کرد. تیم ورزشی مان که می باخت، ضعف مدیریت خود را به گردن تارخ بزرگ ملت ایران می انداختند و رئیس جمهور کشور که بایستی نماد غرور ملی یک کشور باشد، می گفت: " مردم ما از استبدادزدگی شدیدی رنج می برند و قابلیت کار جمعی را ندارند."
"خودباوری " که یکی از مهمترین شعارهای انقلاب بود، بدرستی از سوی دشمنان گفتمان امام مورد هجوم قرار گرفته بود.
فاصله طبقاتی "طبقه حاکم" شکل گرفته از بیت المال با مردم محروم و فقیر روز به روز بیشتر شده و پرداختن به "عدالت" مهمترین مولفه "گفتمان امام" توزیع فقر نامیده شد و آنگاه که رهبری انقلاب مشکل معیشتی را اصلی ترین مشکل کشور بیان نمودند، پرداختن به مسائل معیشتی را انحراف در مبارزه دانسته واولویت خود را رفراندوم و تصحیح قانون اساسی دانستند.
در عرصه خارجی منافع ملی در تضاد با آرمانها تفسیر شده و دامنه منافع ملی در درون مرزها تعریف شد. نامه های توبه آمیز مبنی بر عدم حمایت از حزب الله و مقاومت فلسطین و تمسخر آرمان حمایت از مظلومان عالم و تعلیق پیاپی و داوطلبانه فعالیت های هسته ای و قرار گرفتن نام ایران در میان محور شرارت از جانب امریکا و همسایه شدن با امریکا در مرزها و مرعوبیت در برابر قدرت های جهانی مولفه دیگر "گفتمان امام و انقلاب" مبنی بر "استکبارستیزی" را هدف قرار داده بود.
دیگر مولفه های "گفتمان امام و انقلاب" نظیر "استکبارستیزی، حمایت از مستضعفین و محرومین در داخل و سراسر عالم، عدالت خواهی، روحیه جهاد و شهادت طلبی، ساده زیستی مسئولین و اجتناب از اشرافیگری و..." از یادها رفته بود و می رفت تا تنها صورتی از نظام اسلامی باقی بماند. پسوندهای مجلس اسلامی، دولت اسلامی و... اما سیرت و محتوایی کاملاً غربی. به تعبیر رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت:
انحراف در هدفها، در آرمانها، در جهتگیرىها را باید مراقبت كرد كه پیش نیاید، و این چیزى است كه ما در طول این سالهاى طولانى "-بهخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام- " درگیرش بودیم؛ جزء درگیرىهاى اساسى در این دو دههى گذشته، یكى همین بوده.
جمهورى اسلامى را نمیتوانند تكان بدهند. ما باید خودمان مراقب باشیم كه از درون پوك نشویم؛ از درون پوسیده نشویم.
اگر این مغزهاى حقیقى و این بخش هاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى كمكى نمی كند؛ خیلى اثرى نمی بخشد و پسوند "اسلامى" بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهایى كارى صورت نمی دهد. اصل قضیه این است كه مراقب باشیم آن روح، آن سیرت، از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.
و در این میان تنها رهبری انقلاب بود که که منفعل نشده و با رویکرد انتقادی خود نسبت به گفتمان دولت اصلاحات و با طرح مباحث "اصلاحات امریکایی، دولت اسلامی، جنبش نرم افزاری، عدالتخواهی و..." همچنان تداوم روح انقلابی و استمرار حیات "سیرت و محتوای" نظام اسلامی را در میان مطالبات مردم موجب می شد. هجوم هجمه های گفتمان لیبرالی با سد بلند فرزند روح الله، در حفظ و حراست از کیان "گفتمان امام" مواجه شده بود.
برداشت چهارم: وعده صادق، آغاز تحولات بزرگ
انتخابات شورای شهر دوم بود. همه نا امید بودند و منفعل. مجموعه ناکارآمدی ها و عملکرد های 16 ساله مدیران لیبرال و فاصله گرفتن آنها از "آرمانها و گفتمان امام و انقلاب"، باعث ایجاد نارضایتی عمومی شدیدی بین مردم و حتی ایجاد احساس ناکارآمدی نسبت به کل نظام شده بود.
همه طیفها در انتخابات شرکت کرده بودند و حتی سران نهضت آزادی از بازرگان، توسلی، طالقانی و... تأیید صلاحیت شده بودند. دورنمای خوبی برای انتخابات احساس نمی شد و احتمال پیروزی طیفی غیر از اصلاح طلبان کمی نزدیک به صفر بود. آقای باهنر دموکراسی را اسب سرکشی می دانست که اصلاح طلبان بر روی آن سوار بوده و جناح راست از دم آن آویزان شده است...
دبیرکل ایثارگران فضا را بهشدت نگران کننده دانسته و توصیه می نمود، نیروها به جای حضور در انتخابات کم اهمیت شورای شهر که احتمال پیروزی در آن کمی نزدیک به صفر است، توان خود را برای ایجاد " اقلیتی" قوی در مجلس هفتم آماده نمایند.
اما تنها یک نفربود که در آن لحظات سخت قاطعانه از پیروزی و امید سخن می گفت و به کلام رهبری در دلبستگی شدید مردم به "آرمانها و گفتمان امام" اعتقاد داشت...
احمدی نژاد با بیش از 300 سفر به سراسر کشور یک تنه به سازماندهی نیروهای انقلاب در سراسر کشور دست زد. آقای ناطق نوری که وجهه خود را در میان مردم می دانست، هرگونه ارتباطی را با آبادگران تکذیب کرد.
در جلسه ای در جنوب شهر تهران و یک هفته قبل از انتخابات وقتی احمدی نژاد در میان حدود 30 تن از دانشجویان از پیروزی قریب الوقوع گفت، یکی از دوستان دستان خود را بالا برد و گفت: "آقای دکتر فکر نمی کنید تحلیل تان خیلی از واقعیت به دور است. این انتخابات همه گروهها آمده اند و حتی نهضت آزادی نیز هست و مردم نیز خیلی ناراضی هستند آنوقت شما می گویید ما پیروز خواهیم شد؟"
هنوز جملات دکتر را بخاطر دارم که با قاطعیت گفت:" شما به چشمان خود خواهید دید که ما پیروز خواهیم شد و این پیروزی آغاز تحولات بزرگی در عالم خواهد بود...." و چند روز بعد نتایج انتخابات صدق وعده او را اثبات نمود...
برداشت پنجم: الگویی به نام امام علی(ع)...
احمدی نژاد با عملکرد خود در مجموعه شهرداری بیش از همه به دنبال احیا "گفتمان امام" بود. گفتمانی که مردم علوی ایران با دیدن کوچکترین نشانه هایی از آن سریعاً بدان دل می سپردند. هنوز به خوبی صحبت ها و ابراز نارضایتی های یکی ازسران جناح راست را بخاطر دارم که می گفتند: "می خواهد ادای امام علی را در بیاورد. در این چند ماه یک سری جوان را برداشته آورده سر کار در حالی که ما 5 وزیر بیکار در تشکل خود داریم..."
کارآمدی، پاکدستی، ساده زیستی و دیدارهای مردمی و حل مشکلات طبقات محروم جامعه و حل گره ها و مشکلات شهر تهران و شکستن حلقه بسته مدیران متوقع کم کار و استفاده از پتانسیل های جوانان حتی تحسین دشمنان را برانگیخت و رئیس جمهور اصلاحات در هامش گزارشی مبنی بر کار 16 ساعته و.. شهردار وقت نوشتند: "قابل توجه آقایان وزرا و شهرداران سابق. یاد بگیرید."
انتخابات مجلس هفتم نیز با سازماندهی احمدی نژاد انجام شد. جناح راست که احساس نموده بود که در وراء عملکرد احمدی نژاد چهره اش ترمیم شده برای بستن لیست های مجلس سهم خواهی نمود و تهدید به ارائه لیست جداگانه کرد اما...
خود در مسجد محل شاهد بودم که مردم می آمدند و می گفتند: می خواهیم به شهردار تهران رای دهیم. و اینچنین مجلس هفتم با احیا امیدهای مردم به کارآمدی نظام و احیا "ملاک ها و گفتمان امام و انقلاب "علی رغم تحصن نمایندگان مجلس ششم و تحریم انتخابات، امیدها را در میام مردم زنده نمود.
برداشت ششم: احمدی نژاد مصادره نشد...
جناح راست برای آنکه بتواند امیدها و فضای شکل گرفته در میان مردم را مصادره به مطلوب نماید، با مدیریت آقایان ناطق نوری و باهنر 8 ماه پیش از انتخابات با برگزاری همایش "گامی نو" وارد صحنه شد. آقایان لاریجانی و ولایتی و توکلی و محسن رضایی کاندیداهای جناح راست در این همایش حضور یافتند و بعد از آن مدام در مصاحبه ها ابراز می نمودند که: شورای هماهنگی بایست سریع تصمیم بگیرد و زمان آنان برای معرفی دیدگاههای خود به مردم کوتاه است. آنان به جمع های مختلف رفته و با زبانهای مختلف صحبت از توانمندی و عمق نگرش خود می نمودند.
احمدی نژاد تنها کسی بود که وارد بازی ما بین مصادیق و آدم ها نشد. وقتی او برای اولین بار شش ماه قبل از انتخابات طرح موضوع "مدیریت انقلابی،مدیریت تحولگرا "را تبیین نمود و " عدالت خواهی و ویژگی حاکمان اسلامی " را بیان نمود و به تبیین تئوری" دولت اسلامی" پرداخت، سران جناح راست در جلسات داخلی به او خندیدند و ناطق نوری در مصاحبه های خود شعارها و برنامه های او را فضایی و تخیلی نامید وگفت این شعارها دیگر جواب نمی دهد. عسگراولادی در دیدار دوستانی از قم و برای توجیه کاندید منتخب خود علی رغم مطالبات رهبری در عرصه عدالت بیان داشت: عدالت برای بالای منبرها خوب است و تا امام زمان نیاید.... هیچ سیاستمداری تلاشهای رهبری انقلاب را در زنده نگهداشتن "گفتمان امام" در مطالبات مردم و خواسته های حقیقی آنان نمی دید.
اما احمدی نژاد به کلام رهبری باور داشت. او می گفت آدمها مهم نیستند واگر هزاران احمدی نژاد فدای تحقق چنین امری شوند، کم است. زیرا او انتخابات را بهترین زمان برای احیا "گفتمان امام و انقلاب" در میان مسئولان می دانست. او می گفت انتخابات دو روز است و مردم در دو روز آخر تصمیم می گیرند. ما باید از فرصت انتخابات استفاده کنیم و "ملاک ها و گفتمان امام و انقلاب" را در بین مردم و مسئولان جا انداخته و احیا نماییم، مردم خودشان مصادیق را تشخیص خواهند داد. مطلبی که رهبری انقلاب بعد از انتخابات بر آن صحه گذاشتند:
"من باید از آقاى احمدىنژاد تشكر كنم كه ایشان كار جدیدى كردند؛ عدالت محورى را به عنوان یك شعار گذاشتند وسط؛ این كار خیلى بزرگى بود. وقتى كه ایشان تبلیغات انتخاباتى مىكردند، به " افراد خانوادهى خودم" مىگفتم اگر آقاى احمدىنژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار عدالت محورى را مطرح كرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یك سنت. این شعار مطرح شد و ذهنها را به خودش متوجه كرد. خوشبختانه مردم هم فهمیدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. این كار، كار مهمى است. بنابراین عدالتمحور بودنِ این دولت حرف بزرگى است؛ طرح این شعار به عنوان محور حركت دولت، "یك كار جدید" است؛ خودش یك تحول است؛ به این پایبند باشید."
احمدی نژاد از "نفی کاخ نشینی" مسئولان گفت و از "حرمت بیت المال" و "ثروت های انباشته". از "مدیران غیر انقلابی و ناکارآمد" گفت و از "خدمتگزاری "و...
او می گفت فقر و گرسنگی مردم باید خواب را از چشمان مسئولان برباید.
هفته های آخر همه کاندیداها بدون آنکه بدانند در زمین او بازی می کردند، یکی اسم جریان خود را "تحولخواه" نامید، حتی معین که کاندید تندروها بود می گفت حالا که فضا این است و همه از "عدالت" می گویند من هم می گویم عدالت جنسیتی، عدالت قومیتی و...
شعارها و ملاک های احمدی نژاد که "ملاک ها و گفتمان امام و رهبری" بودند در دهان همه تکرار می شد و همه بدون آنکه متوجه باشند در زمینی که او طراحی نموده بود در حال بازی بودند و اگر او رای هم نمی آورد، او به مقصود خود رسیده بود..
برداشت هفتم: رنگ باختن ملاک های غیر علوی...
هر چند دیگران نیز از تحول و عدالت و شعارهای انقلاب می گفتند اما هیچ یک از کاندیداها شعارهای محوریشان این مطالب نبود، بلکه آنان با این پیش فرض که قشر خاکستری مهمترین قشر و از جوانان لاقید تشکیل شده شعارهای خود را برای جلب آراء آنان متمرکز نموده بودند. هرچند که بایستی اذعان نمود که عدم انتخاب شعارهای امام و انقلاب دلیل دیگری نیز داشت که آن را می توان عوارض 16 سال تمسخر و تردیدافکنی در "آرمانها و گفتمان امام و انقلاب" از سوی نخبگان لیبرالی نامید.
مثلا آقای توکلی که به نفع قالیباف کنار کشیده بود، در تبیین ملاک های یک رئیس جمهور در جمع شورای هماهنگی در ساختمان هشت بهشت می گوید: " بایست واقع نگر باشیم، آراء خاکستری مهمترین آراء است و باید به فکر جذب آنها باشیم،مثلا جوانان ما دوست دارند رئیس جمهورشان خوش تیپ باشد، مثلا دوست دارند خوش لباس باشد مثلا دوست دارد رئیس جمهورشان بتواند بپرد..."
اکثر کاندیداها از هاشمی گرفته تا معین از لزوم رابطه با امریکا سخن می گفتند و باور داشتند برای توسعه کشور و عبور از بحران موجود به زعم آنان تنها راه حل مشکلات کشور برای امریکا است.
اما احمدی نژاد به دنبال" احیا گفتمان امام و رهبری" و نظام علوی در میان "مسئولان" بود. او بحق صادق ترین، معتقدترین، عامل ترین و شایسته ترین فرد برای" احیا گفتمان امام" در میان "مسئولان " بود. گفتمانی که سالها و با ایثار رهبری در میان مردم به عنوان یک مطالبه اساسی، زنده و بالنده مانده بود. و امروز تو خوب می دانی که شعارهای رابطه با امریکا، آزادی بی بند باری و... چه میزان در میان مردم جذابیت دارد. شعارهایی که تا پیش از این نتایج انتخابات های بسیاری را رقم زده بود.
برداشت هشتم: انتخابات دهم ؛رقابت گفتمانی احمدی نژاد با مهره های هاشمی
مرحله دوم انتخابات نهم و رقابت "هاشمی و احمدی نژاد " نمادی از جدال دو گفتمان برای ادراه آینده انقلاب بود. جدالی که در انتخابات دهم نیز دامنه آن ادامه خواهد داشت. این بار نیز هاشمی همانند مرحله دوم انتخابات نهم جبهه وسیعی از نیروها را رهبری خواهد نمود. مسئولان و نیروهایی که گفتمان و معیارها و نحوه مدیریت احمدی نژاد را نمی پسندند و دولت او را انحرافی ناگوار از مسیر و دوران 16 ساله گذشته کشور می دانند و سعی خواهند نمود تا آخرین تلاشهای خود را برای بازگشت به مسیر گذشته دنبال نمایند.
لذا برای تحلیل انتخابات دهم به جای تحلیل حرکات خاتمی، میرحسین، قالیباف، روحانی و.. بایست به تحلیل هاشمی در نحوه چینش نیروها در برابر احمدی نژاد نشست. گو اینکه او بود که خاتمی را ترغیب و تشجیع به آمدن نمود و میر حسین را ترغیب به بیان مطالب انتقادی پیش از کناره گیری و...
از طرفی احمدی نژاد "گفتمان امام و انقلاب" را در میان مردم تثبیت شده می داند و به " آرمانخواهی، عدالت خواهی، استکبارستیزی، مطالبه ساده زیستی مسئولان و..." و به زبان دیگر به مطالبه "گفتمان امام" به صورت یک خواسته حقیقی در میان مردم باورد دارد و از طرف دیگر هاشمی با چیدمان دقیقی از مهره ها و بازی با مصادیق سعی در کاهش آرا وی دارد. رقابتی که پس از گذشت سه سال می رود تا به حساسترین لحظات خود نزدیک شود.
برداشت آخر: جنگ میان دو گفتمان...
همیشه از صحبت راجع به انتخابات طفره می رود. خبرگزاریها نوشته بودند که فلانی کاندید نمی شود. گفتم فلانی گفته: کاندید نمی شوم. مثل همیشه چهره اش هیچ تغییری نکرد. هیچ خبر خوب یا بدی او را به هیجان نمی آورد. وقتی که دید خیلی خوشحالم و منتظر جواب، گفت: مهم نیست که چه کسی می آید و چه کسی می رود. مهم این است که ما به تکلیفمان عمل کنیم که اگر بکنیم، پیروزیم.
گفتم خبر خوبی بود. گفت مطمئن باش می آید. در این انتخابات این ها هر چه تیر دارند شلیک خواهند کرد، تازه از بیرون هم می روند قرض می گیرند و... این مهم نیست که چه کسی می آید و چه کسی نمی آید. مهم این است که در انتها همه مهره ها طوری چیده خواهد شد که همه یک جبهه یکپارچه و واحد را بر علیه "گفتمان امام و انقلاب " تشکیل خواهند داد.
رجانیوز
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:31 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
بدعادتی ما به یک عادت خوب

احسان صالحی
یکی از سایتهای متمایل به اصلاحطلبان استان یزد، هفته گذشته لیستی از وعدههای انتخاباتی احمدینژاد در سال 84 را منتشر کرد. مانده بودم این تبلیغ احمدینژاد است یا تقبیح او، چه آنکه از یک سو، طبیعت یک رسانه مخالف دولت با یادآوری وعدههایی را که امروز اغلب آنها دیگر شکل وعده ندارند، میانهای ندارد و از سوی دیگر، نتیجه عملی این رفتار، جز این نخواهد بود که مردمی که تا قبل از آن مجبور بودند، مسئولینشان را بر "نمیشود" و "نمیگذارند" دائمالذکر ببینند، امروز با صحنهای مواجهند که به رغم تمام کارشکنیهای منبعث از عدم وابستگی به احزاب و گروهها، رئیسجمهورشان را هر بار که در یک گفتگوی تلویزیونی یا مطبوعاتی و یا در حال سخنرانی میبینند، بیش از هر چیز از وی امید میگیرند نه یأس و سیاهنمایی.
چندی قبل، طولانیترین نطق انتخاباتی احمدینژاد در سال 84 یعنی سخنرانی در تالار مملو از جمعیت شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران را مرور میکردم. وی در آن سخنرانی هم وعدههایی داده بود که پس از 4 سال که دوباره به آنها مراجعه میکنی، گویا همهی آنها را تابلو کرده و بر صدر اتاقش نصب کرده تا نصبالعین روزانهاش و مصداق "اوفوا بالعقود" باشد.
سفرهای استانی یا همان انقلاب بروکراتیک احمدینژاد یکی از همان وعدههاست که از قضا حتی برخی مدیران ارشد دولتی نیز در مخیلهاشان چنین پایداری و تدوامی نمیگنجید. همان سفر اول دولت به استان خراسان جنوبی بود که یکی از وزرای دولت که از قضا امروز سودای سیاستورزی نیز بر سرش زده است، در آسانسور استانداری و در پاسخ به روند ادامه سفرها گفت، "فکر نکنم قرار باشد ادامه پیدا کند، حداکثر با 2، 3 سفر دیگر این موضوع مختومه میشود."
اما در حال حاضر 23 استان هر یک 2 بار و 7 استان هر کدام یک بار رئیسجمهور و هیئت دولت را به خود دیده است. این یکی از همان وعدهها بود. شهردار وقت تهران و رئیسجمهور امروزایران در برنامههای انتخاباتیاش گفته بود نشستن در اتاقهای دربسته تهران و تصمیمگرفتن برای کشور، ضریب خطا را بالا میبرد، پیشرفت را نامتوازن میکند، اعتبارات بهحق توزیع نمیشود و...
سفرهای استانی به معنی واقعی کلمه یک انقلاب بروکراتیک است و از جنبههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیت ملی و... قابل بررسی است.
همین سفر آخر دولت به ارومیه؛ آذربایجان غربی با بیش از 900 کیلومتر مرز، این استان را با 3 کشور عراق، ترکیه و آذربایجام هممرز کرده است. به همین جهت، تنوع مذهبی، قومی، گویشی و گرایشی در این منطقه به میزان قابل توجهی است. با این حال، زمانی که بالاترین مقام کشور پس از رهبری، عازم این شهر میشود، گواینکه تمامی این تنوعها رنگ میبازد، سرمای شدید هوا هم مانع نمیشود و صحنههای بدیعی از ابراز احساسات مردم به رئیسجمهورشان شکل میگیرد. این یعنی همان تقویت پیوندهای ملی و دفع شکاف دولت- ملت.
شاید این از بدعادتی ما رسانهایها به عادت خوب دولت به سفرهای استانی است که انقلاب بروکراتیک احمدینژاد برایمان عادی شده است. مردم البته در آنچه که خود بدون دشواری میبینند، عینک قرض نمیگیرند. ما هم اگر زرنگ باشیم، این بار با چشم همانها به نظاره مینشنیم.
رسانهایها هر چقدر هم که بدعادت شوند و سفرهای استانی برایشان عادی شود یا اگر هم عادی نشده، به دستور دبیر و سردبیر و مدیرمسئول، مجبور به عادیسازی باشند، برای مردمی که ساختمان نیمهکاره بیمارستانی را 17 سال، صبح به صبح در زنجان دست نخورده میدیدند اما ظرف 2 سال پس از سفر استانی اول دولت، بهرهبرداری از آن را جشن گرفتند، این حدیث مکرر به مثابه قندی است که خاطر از شنیدن و دیدن آن ملول نمیشود، حالا میخواهد اسمش را گداپروری بگذارند یا اقتصاد صدقهای.
با این حال، بدعادتی ما رسانهایها، دخلی به انتظار تثبیت شده مردم از رؤسای جمهور بعدی ایران هم ندارد، چراکه مردم، به این انقلاب بروکراتیک خوب عادت کردهاند و دیگر رئیسجمهوری را که از اتاق شیشهای برایشان دست تکان میدهد، برای ریاست جمهوری به رسمیت نمیشناسند.
رجانیوز
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:30 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
حریت:"احمدی نژاد"تهران را به مرکز دیپلماسی جهان تبدیل خواهدکرد

روزنامه حریت روز سه شنبه نوشت : قدرت تحلیل سیاسی " محمود احمدی نژاد " تهران را به مرکز مهم دیپلماسی جهان تبدیل خواهد کرد.

این مطلب را " فاتح چگیرگه " خبرنگار روزنامه حریت عنوان کرد که همراه "بینالی یلدریم " وزیر ارتباطات ترکیه به ایران سفر کرده بود.
وی بااشاره به این که در نهاد ریاست جمهوری ایران شاهدانضباط اداری و تشریفاتی خاصی بوده است، افزود: پیش از این که هیات ترک با " محمود احمدی" نژاد دیدار کند،رییس جمهوری ایران میزبان "جلال طالبانی" رییس جمهوری عراق و پس از آن یک هیات سوری بود.
چگیرگه با بیان این که در دیدار وزیر ارتباطات ترکیه با رییس جمهوری اسلامی ایران حضور داشته است ، افزود : احمدی نژاد به زبان ترکی آشنا و از قدرت قوی برای تحلیل مسایل برخوردار است.
نویسنده با طرح این نظر که رییس جمهوری اسلامی ایران باب مذاکره با آمریکا را که پیشتر بسته بود، باز کرده است، افزود : احمدی نژاد برای مذاکره بر اساس منافع متقابل و در یک فضای معقول در مذاکره را باز نگه داشته است .
حریت با اشاره به تمایل احمدی نژاد به توسعه مناسبات با ترکیه افزود : " رجب طیب اردوغان " نخست وزیر ترکیه نیز در همین رابطه پیام کتبی به احمدی نژاد ارسال کرده است .
چگیرگه با تاکید بر این که در محل کار ریاست جمهوری اسلامی ایران اشاراتی مبنی بر وقوع تحولات مهم در آینده نزدیک مشاهده کرده است ، افزود : ترکیه نباید از این تحولات دور بماند .
ایرنا
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:28 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-
المحیط: شانس خاتمی در انتخابات صفر است

پایگاه اینترنتی المحیط در مقالهای نوشت: با ادامه یافتن شرایط كنونی، شانس پیروزی محمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران تقریبا صفر است.

این پایگاه اینترنتی امروز در این مقاله به قلم محمد مصطفی بنایه نوشته است: با وجود اینكه اعلام نامزدی محمد خاتمی در این انتخابات شادی برخی محافل سیاسی در داخل و خارج ایران را موجب شد، اما شانس پیروزی وی در این انتخابات به چند علت تقریبا صفر است.
این مقاله در بیان دلایل ادعای خود می نویسد: اولین دلیل، توانایی رقیب خاتمی یعنی احمدی نژاد در مدیریت بحران ها و همچنین بدست آوردن نظر مساعد مراکز قدرت و تصمیم گیری در ایران است.
المحیط افزوده است: افکار عمومی ایران معتقدند که پایداری احمدی نژاد باعث شد كه شیطان بزرگ یعنی آمریكا خواستار گفت و گوی مستقیم با تهران شود، در حالی كه محمد خاتمی با وجود امتیاز دادن به غرب و موافقت كردن با توقف فعالیت های هسته ای ایران نتوانست چنین موفقیتی كسب كند.
این تحلیل در بیان سومین دلیل عدم مقبولیت خاتمی نوشت: دولت احمدی نژاد در صنایع نظامی و عرصه های علم و فناوری توانست موفقیت های چشمگیری كسب كند كه از جمله می توان به ارسال ماهواره امید به فضا در این باره اشاره كرد و این مسئله موجب افتخار و محبوبیت رئیس جمهور كنونی ایران شده است.
این رسانه عربی آورده است: اصلاح طلبان در وضع آشفته و پریشانی بسر می برند و میان سه نامزد آنها برای ریاست جمهوری اختلافاتی وجود دارد كه زمینه را برای پیروزی مجدد احمدی نژاد در این انتخابات فراهم می كند؛ اصلاح طلبان تاكنون سه نامزد را معرفی كرده اند یكی از آنها مهدی كروبی است كه بارها تاكید كرده به نفع محمد خاتمی كنار نخواهد رفت.
در ادامه این مقاله آمده است: با اینكه احمدی نژاد نتوانست به وعده های انتخاباتی اش درباره بهبود اوضاع معیشتی مردم ایران وفا كند، اما مردم ایران می دانند كه بحران اقتصادی بین المللی بر قیمت نفت تاثیر اساسی گذاشت و اجازه نداد كه طرح احمدی نژاد در این باره عملی شود، بویژه كه دولت ایران تلاش فراوانی برای كاهش تولید نفت جهت بالا نگه داشتن قیمت آن انجام داد، اما با كارشكنی دولت عربستان دراین باره روبرو شد.
محمد مصطفی بنایه در ادامه نوشت: بطور كلی شانس محمد خاتمی برای پیروز شدن در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران تقریبا صفر است.
نویسنده این مقاله تصریح كرده است: در هر صورت محمد خاتمی نباید روی محبوبیت خود در داخل و خارج ایران و هم پیمانی با شخصیت های مهم این كشور زیاد حساب باز كند؛ زیرا چنین محاسبه ای ریسكی است كه به شكست منجر می شود.
شبکه خبر دانشجو
نوشته شده توسط
ما هستیم در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت
04:26 ب.ظ
[+]
|
نظرات
()
ویرایش شده در تاریخ - و
ساعت-